تبليغاتX
ماه بانو
خودم مي‌مانم... دوشنبه سوم اردیبهشت 1386 9 قبل از ظهر
چانه‌ام مي‌لرزد، اما

اشكهايم را مي‌خندم.

چوب حراج را از دلم برمي‌دارم

و دوباره

        من

          مي‌شوم.

نوشته شده توسط ماه بانو  | لینک ثابت |

امید سه شنبه دوازدهم دی 1385 8 قبل از ظهر
همه چیز مثل برق گذشت

بودنت،مهرت،دلدادگی ات

بی خیال هر انچه میگویند امشب

                         به خیابان خواهم رفت...

نوشته شده توسط ماه بانو  | لینک ثابت |

... دوشنبه بیست و هفتم آذر 1385 9 قبل از ظهر
می خواهمت

چرا که تنها تو،فقط مال منی.

تو لذت تملکی هستی،

 که قراردادش بر قلب من حک شده 

و تنها به سر انگشت تو خواندنی است.

 

نوشته شده توسط ماه بانو  | لینک ثابت |

انتقام شنبه بیستم آبان 1385 9 قبل از ظهر
نفسهایم که به شماره افتاد

هنوز صدایت را می شنیدم

                    چهار،سه،دو،یک،تمام

از تو انتقام خواهند گرفت ،

قهقهه ات اخرین تصویری است که بر چشمانم نقش بسته ...

نوشته شده توسط ماه بانو  | لینک ثابت |

خاطره چهارشنبه پنجم مهر 1385 5 بعد از ظهر
من ، میز ، او

من، میز ، تو

من ، میز ، شک

من ، میز ، اشک

من ، میز ، او ، یاد تو

من ، میز ، آه

من ، میز ، او

من ، میز ، او

                 ...

نوشته شده توسط ماه بانو  | لینک ثابت |

بیچاره من... شنبه چهارم شهریور 1385 9 قبل از ظهر
من

    یک مگس زخمی ام در غوغای فاتحانه مورچه ها...

-------

من

   یک گلوله برفی ام در دستان گرم تو

                                    چه دوام کوتاهی...

نوشته شده توسط ماه بانو  | لینک ثابت |

من بی تو یکشنبه پانزدهم مرداد 1385 4 بعد از ظهر
مرا

    در روح تو به بند کشیده اند،

و تو آزادانه

    به هر جا که بخواهی پرواز می کنی!

نوشته شده توسط ماه بانو  | لینک ثابت |

آه... پنجشنبه پنجم مرداد 1385 0 قبل از ظهر
خسته تر از انم که بخوابم ،

غمگین تر از ان که بگریم.

پر از حرفم ،

پر از دردم.

دلم سرد است ،

سرم داغ است ،

جهان بی روح ،بی رنگ است.

دلم فریاد میخواهد،

دلم فردا می پوید...

نوشته شده توسط ماه بانو  | لینک ثابت |

توهم سه شنبه بیست و هفتم تیر 1385 3 قبل از ظهر
این روزها،

           خیال از گوشه اتاق می بردم تا تو.

این روزها،

           هوایت بد هواییم کرده.

این روزها،

          من دوباره از تو لبریز است.

شب کی خواهد رسید؟

نوشته شده توسط ماه بانو  | لینک ثابت |

تفاهم چهارشنبه چهاردهم تیر 1385 12 بعد از ظهر
چشمانم دیروز برای اولین بار دروغ گفت ،

دستانم به خطا رفت ،

و دلم نلرزید.

سخت بود ،اما

به داشتن تفاهم با تو می ارزید...

نوشته شده توسط ماه بانو  | لینک ثابت |